السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

76

تفسير الميزان ( فارسي )

چيزى نگفت . طايفه اى هم كلام آن جناب را تكذيب نموده و آن را افتراء بر خدا خواندند و خدا تكذيبشان را در جمله * ( « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً » ) * حكايت كرده ، و سپس فرموده : * ( « فَإِنْ يَشَإِ اللَّه يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ » ) * يعنى : بگو اگر من بر خدا افتراء ببندم خدا مهر بر دلم مىزند ، * ( « وَيَمْحُ اللَّه الْباطِلَ » ) * يعنى خدا باطل را هر چه هم صورت حق به جانبى داشته باشد باطل نشان مىدهد ، و حق را با كلماتش احقاق و اثبات مىكند . و منظور از « كلماته » ائمه و قائم آل محمد ( ع ) هستند ، « إِنَّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ » « 1 » . مؤلف : داستان انصار را سيوطى هم در الدر المنثور از طبرانى و ابن مردويه از طريق سعيد بن جبير آورده ، و آن را روايتى ضعيف خوانده است « 2 » .

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 275 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 7 .